نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۰ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان

باده تلخ به یاد لب شیرین دهنان

در جواب او

هست برهان دل گُرسِنه بریان و برنج چون دلیل است بیا خواجه و ما را برهان

بخش 2

هوس قلیه کدو دارم و اندیشه نان

این مرادست مرا، بار خدایا برسان

سائلی کرد ز گیپا، ز من خسته سوال

گفتم آنجا نتوان گفت که سری است نهان

«رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر»

علت گرسنگی چند توان داشت نهان

هیچ دانی که برنج از چه بود آشفته

خون بسیار خورد هر نفسی از بریان

صحن بغرا برسان«اطعمهم من جوع»

تا بیابم من سودا زده زین خوف امان

صوفی دل شده و صحنک بغرا و برنج

هر کسی را بود امروز مرادی به جهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع نوشیدن باده و یادآوری شیرینی لب‌ها می‌پردازد. او از هوس غذایی و نیاز به نان سخن می‌گوید و از خداوند می‌خواهد که مرادش را برآورده کند. وقتی از او سوال می‌شود، او پاسخ می‌دهد که نمی‌توان درباره بعضی مسائل با صراحت صحبت کرد. او می‌گوید که hunger و نیاز به غذا دلیل برانگیخته شدن احساسات و دل‌هاست و تشنگی برنج و بریان را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به دنبال رسیدن به مرادی در این جهان است و اشاره می‌کند که هر کسی در این روز به نوعی از خواسته‌ای دارد.