بخش ۱۰۳ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بخش 1
ای ز رشک روی تو بر ماهتاب
ماه من امشب برآ بر ماه تاب
در جواب او
تا عیان شد طلعت قرص پنیر در دل شمس و قمر افتاد تاب
بخش 2
دوش دیدم گرده نانی به خواب
این عجب در شب که بیند آفتاب
زانفعال کله بریان مگر
کله های قند رفته در حجاب
عود را مطرب زچنگ انداخت چون
نغمه جانسوز بشنید از کباب
شاه بریان را بباید خیمه ای
از تنکها باز و زناجش طناب
تا توانی نوش می کن نان شیر
گر نماند گو ممان خود جای آب
با گرسنه چون شود همکاسه آه
صوفی بیچاره را باشد عذاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چهرهی معشوق اشاره دارد و به هنر و عشق مرتبط است. شاعر شب را توصیف میکند و به خوابهای عجیب اشاره میکند، مانند دیدن نان و آفتاب. او به تضاد میان گرما و سرما، و لذت و درد اشاره میکند. در انتها، شاعر به اهمیت نوشیدن و خوردن نان شیرین اشاره میکند و بر چالشهای زندگی و تحمل دردهای عاطفی تأکید میکند. در کل، این شعر به زیباییهای عشق و عواطف انسانی پرداخته و تنشهای درونی را به تصویر میکشد.