بخش ۱۱۳ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
یارب این درد جگر سوز مرا درمان کن
چاره کار من بیدل سرگردان کن
در جواب او
گشنگی پیش من دلشده دشوار بود تو کریمی، به کرم فکر من حیران کن
بخش 2
یارب این سفره چرمین مرا پر نان کن
معده سوخته ام را تو پر از بریان کن
بهتر از نان و برنج و عسلم چیزی نیست
آنچه بهبود بود از کرم خود آن کن
درد جوع است نهان در دل بیچاره من
یارب از نان و عسل درد مرا درمان کن
مطبخی تا بچشم من نمک دیگ ترا
طبق چند پر از قلیه بادنجان کن
گوسفندی بپز از بهر نهاری، زنهار
صوفی دلشده را بار دگر مهمان کن
جان به لب آمده یارب به تمنای کباب
از کرم جمله دشوار مرا آسان کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از خداوند میخواهد که درد گرسنگیاش را درمان کند و او را سیر کند. او بهدنبال غذایی خوشمزه و مقوی است که معدهاش را پر کند. او تأکید میکند که نان و غذاهای ساده کافی نیستند و به نوعی گشنگی برایش دشوار شده است. در نهایت، از خداوند میخواهد که وضعیت او را آسان کرده و نیازش به غذا را برآورده کند.