بخش ۱۱۹ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
بوسه ای از لب لعل تو تمنی دارم
همچو صوفی هوس خوردن حلوا دارم
در جواب او
بود آیا که من خسته به شیرین کاری بینم اندر نظر خویش که حلوا دارم
بخش 2
من که سر در هوس کله و گیپا دارم
وه به جای درم این شوق و تمنی دارم
گشتم امروز ز اندازه برون، مالیده
صحن ماهیچه پر قیمه تولا دارم
تا چرا در حرم دیگ نشیند با گوشت
من پریشانی بسیار ز اکرا دارم
میل ططماج ندارد دلم و سرکه و سیر
زان که من معده پر از شیر و زخرما دارم
وز غم خوشه انگور که آید به کفم
همه شب چشم بر آن عقد ثریا دارم
خلق پرسند که در سینه چه داری صوفی
آرزوئی است که بر صحنک بغرا دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به اشتها و تمنای خود از بوسهای از معشوق اشاره میکند و خود را مانند صوفیای میداند که میل به حلوا دارد. او در جواب به این تمنا، به دیگر خواستههای خود اشاره میکند و میگوید که دلتنگی و شوق در دلش زیاد است. او همچنین به احساسات و تجربیاتش از خوشی و غم زندهگی میپردازد، و در نهایت با اشاره به پرسش دیگران دربارهٔ درونش، از آرزویی نام میبرد که در دل دارد. شعر به بازیهای زبانی و احساسات عمیق شاعرانه پرداخته است و نشاندهندهٔ یک درونمایه عاشقانه و روحانی است.