بخش ۱۲ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
دانی مراست از لب دلدار آرزو
ای بخت چاره ساز کرم کن بیار زو
در جواب او
موجود شد چو نان و عسل ای عزیز من آب خنک اگر نبود از خم آر زو
بخش 2
چشم مرا به طلعت نان است آرزو
ای مطبخی به لطف کرم کن بیار زو
برداشتی چو خوان صبا هم به شب زپیش
زنهار ای عزیز چنین برمدار زو
در دین لوت خواره غدد هست لایجوز
بر ساز سفره را تو ز نان بیشمار زو
از شوق سیب دل شده بیمار، گفتمش
باشد ترا امید بهی از انار زو
دل در بلای قامت زناج مبتلاست
یارب مباد آنکه شود رستگار زو
صوفی دعای اهل کرم گوی روز و شب
وز بهر شکر اطعمه دستی برآر زو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به آرزوها و نیازهای خود اشاره میکند. او از بخت میخواهد که برکت و محبت را از دلدارش به او برساند. شاعر به زیبایی دلدار اشاره میکند و آرزو دارد که نعمتهای زندگی (مانند نان و عسل) برایش فراهم شود. او همچنین از بلای عشق و جدایی شکایت میکند و به سراغ محبتهای الهی میرود. در نهایت، شاعر از صوفی میخواهد که دائم دعا کند و برای شکرگزاری عمل نیکی انجام دهد. این اشعار به بیان احساسات عاشقانه و نیاز به محبت و نعمت میپردازد.