بخش ۸ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بخش 1
بهار آمد بکن ساقی طربها
به این لب تشنه ده آب عنب ها
در جواب او
هریسه گوید این با روغن داغ که چونی تو درین سوز و شغبها
بخش 2
مربا خواهم این ساعت مربا
ندارم غیر ازین در دل مربا
ز پیش لوت خواران کله چون رفت
ندارد هیچ چیزی جز عنب جا
به روی خوان چو انواع طعام است
غنیمت دار حلوای رطب را
سحر می گفت طباخی که هستیم
به تنگ از صوفیان بلعجب ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بهار را جشن میگیرد و به لذتهای زندگی اشاره دارد. گوینده از ساقی میخواهد که به او شراب بدهد تا تشنگیاش رفع شود. او به مربا اشاره میکند و میگوید که در دلش تنها خواستهاش مرباست. در ادامه، به مشکلات و نداشتن چیزهای دیگر اشاره میکند و از خوشیها و غذاهای مختلفی که در میان صوفیان وجود دارد، صحبت میشود. در کل، شعر به تماشا و لذت از زندگی و نعمتها میپردازد.