بخش ۱۲۸ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
خرقه جائی گرو باده و دفتر جائی
در جواب او
نقد جان می دهم از بهر کباب ته نان ره بازار بگو تا بکنم سودایی
بخش 2
دارم امروز تمنی طبق بغرائی
برسان بار خدایا به کرم از جایی
سر به کونین فرو ناورم از عیش و نشاط
گر فتد در کف من کاسه گندم وایی
نشوی غافل از احوال دل من زنهار
هر گه از بهر تصدق بپزی حلوایی
حاصل از عمر همین است غنیمت داری
هر گه ای خواجه ترا دست دهد گیپایی
این هوس دارم و یابم مگر این در جنت
کاسه شیر برنج و طبق خرمایی
در تمنای رخ قلیه برنج این ساعت
همچو صوفی نبود در دو جهان شیدایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر از شیدایی و خوشی خود سخن میگوید و به تمایلات و آرزوهایش اشاره میکند. او احساس میکند که در دنیا تنهاست و به دنبال شادکامی و نوشیدن شراب و لذتهای زودگذر است. شاعر اعلام میکند که حاضر است جان خود را برای لذتهای دنیوی از جمله کباب و خوراکیهای خوشمزه بدهد. او بر این باور است که زندگی کوتاه است و باید از هر لحظهاش بهره ببرد. در نهایت، او آرزو دارد که در جنت نیز به لذتهای مورد نظر خود دست یابد.