نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۶ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

بخش 1

آن کس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

در جواب او

ترشی چو به گوشت بود گفتم شه ملک حبش تمام دارد

بخش 2

آن ترک که گرده نام دارد

حسن و شرفی تمام دارد

دل میل به بره کرد و لحمش

بنگر چه خیال خام دارد

عیبی نبود مویز با جوز

میرست بسی غلام دارد

آن لحم قدید دل زمن برد

آری نمکی تمام دارد

رسمی بود این برنج و حلوا

هر صبح که هست شام دارد

تلخی نبود زمرگ او را

صوفی چو عسل به کام دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف و تمجید از ویژگی‌های یک شخص خاص می‌پردازد. او به سلطنت و جواهرات اشاره می‌کند و برتری‌های فردی را ستایش می‌کند. در ادامه، به زیبایی و شرافت ترک زبانی اشاره می‌شود که دارای جاذبه‌های خاصی است. شاعر همچنین اشاره دارد که دلش به سوی او میل دارد و از طعم‌های تلخ و شیرین زندگی سخن می‌گوید. در نهایت، او به رسم و رسوم مربوط به خوراکی‌ها و شیرینی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که تلخی در مرگ او وجود ندارد، بلکه او به مانند عسل برای صوفیان جذاب است. به طور کلی، شعر درباره زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی و عشق است.