نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

از جمله دردها غم آن دوست بس مرا

بر باد بر دهد چه کنم این هوس مرا

در جواب او

صحن برنج پیش من افتاده و رقیب همکاسه گشته، وه چه کنم، خرمگس مرا

بخش 2

آش تروش می کند اکنون هوس مرا

ای مطبخی ز لطف به فریاد رس مرا

نوشم ز نان و خربزه چندانک این زمان

در سینه هیچ جا نبود یک نفس مرا

بیمار گشته ام ز تمنای گوشت باز

سیراب ماس باید و لحم فرس مرا

از صحنک برنج برآرم دمار من

گر در جهان مدد نکند هیچ کس مرا

دستم کنون به کله بریان نمی رسد

از پا در آورد، چه کنم این هوس مرا

هر روز اگر دهند دو صد نان گرده اش

صوفی به عمر خویش نگوید که بس مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و غم ناشی از عشق و هوس برای معشوق سخن می‌گوید. او در تلاش است تا با غذا و نعمت‌های دنیا، این هوس را سرکوب کند، اما هیچ چیز نتوانسته او را تسکین بخشد. او از احساس گرسنگی و تمایل به گوشت و برنج سخن می‌گوید و به مطبخی که باید به کمکش بیاید اشاره می‌کند. در نهایت، حس تنهایی و ناامیدی او از دریافت کمک از دیگران روشن است. شعر ترکیبی از عشق، نیاز و ناامیدی‌های انسانی را به تصویر می‌کشد.