نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

عید صیام و فصل گل و موسم بهار

من مست و یار همدم و ساقی است گلعذار

در جواب او

برنج زرد چو یابی بنوش چندانی که در شکم نبود جای یک نفس زنهار

بخش 2

بیا که عید صیام است و باز فصل بهار

غم زمانه بدل کن به باده گلنار

در آن زمان که گشایم من فقیر نهار

ترید شیر و عسل جوش بایدم دو طغار

نصیحتی کنمت چون رسی به دعوت عام

مدار شرم، چو مردان در آی اندر کار

به سفره آنچه بود نوش کن تو از تر و خشک

برای زله کشی نیز سفره را بردار

دو یار همدم و یک مسلخی ز بریانی

خوش است اگر نشود ناکسی بدین دوچار

شکم چو سیر طعام است اندکی باید

بیار خواجه ز انگور مسکه یک خروار

به از حیات، ز پر خوردن ار بمیرد کس

به نزد صوفی بیچاره این زمان صد بار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل درباره خوشی‌ها و لذت‌های عید صیام و بهار است. شاعر با اشاره به شور و حال دوران عید، از یار و ساقی و باده‌گویی می‌کند. او دعوت به شادی می‌کند و می‌گوید در این فرصت غم‌ها را فراموش کرده و از طعام و نوشیدنی‌های خوشمزه بهره ببرید. همچنین به عقل و میانه‌روی در خوردن اشاره دارد و توصیه می‌کند که از هر چیزی به اندازه استفاده شود و انسان نباید در لذت‌جویی زیاده‌روی کند. در نهایت، شاعر به اهمیت استفاده از لحظات زندگی و لذت‌بردن از آن‌ها می‌پردازد.