نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

گر خرامان بت من جانب گلراز شود

گل شود غنچه زشرم آن دم و در خار شود

در جواب او

هر که زناج بدیدار او به کمندش شد اسیر گر به صد جان بفروشند خریدار شود

بخش 2

دیگ حلوای تر آن روز که بر بار شود

ز انتظارش به جهان دیده من چار شود

رازهائی که نهان در دل گیپا باشد

خرم آن روز که در پیش من اظهار شود

هست اسرار محبت به دل جوش بره

خوش بود معده اگر مخزن اسرار شود

غیر بریان مهرا نکنی میل به هیچ

چون ترا رغبت این نعمت بازار شود

زلبیا حلقه زنجیر در فردوس است

جان گرو کن، زر اگر نیست، چو دوچار شود

بشنو از صوفی مسکین مخور الا نخوداب

گر پذیری ز من این پند ترا کار شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است و به تأثیر محبت بر دل و جان انسان می‌پردازد. شاعر با تصاویری از گل و خار و واژه‌های عاشقانه، به وصف حالتی می‌پردازد که عشق انگیزه زندگی است. در آن، عشق به معشوق به قدری قوی است که می‌توان برای دیدارش همه چیز را فدای او کرد. شاعر اشاره می‌کند که رازهای زندگی و خوشی‌ها در محبت و ارتباط با معشوق نهفته است و در نهایت، به اهمیت توجه به عشق و دور نماندن از آن تأکید می‌کند.