بخش ۲۴ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
لب لعل تو شفای دل بیماران است
هر که را نیست غم و درد تو بیمار آن است
در جواب او
گر فروشند به ملک دو جهان یک گیپا بخر امروز تو ای خواجه که بس ارزان است
بخش 2
وه که امروز چو پالوده دلم لرزان است
که به ناگه بربایند، چو در دکان است
هیچ دانی که چرا دنبه بود در پی گوشت
هست این چاکر دیرینه و او سلطان است
چند گویی که مرا هست هوس آب حیات
بهتر از آب حیات ارطلبی این نان است
گر بسوزد مکنش عیب تو ای یار عزیز
دل سودا زده چون در هوس بریان است
گر چه با گوشت برابر شده، گر طباخ
کرد صد پاره تنش را و سزای آن است
هر چه گویند ز شوق عسل و قلیه برنج
در دل صوفی سودا زده صد چندان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره عشق و شوقی عمیق صحبت میکند. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند که شفا بخش دردها و غمهاست. او از حال خود میگوید که دلی لرزان و نگران دارد و به جذابیت و ارزش معشوق خود اشاره میکند که حتی با تمام ثروت و وسایل دنیا قابل خریدن نیست. در نهایت، عشق و شوق او به معشوق را با تمثیلهایی از خوراکیها و لذات دنیوی مقایسه میکند و بر این نکته تأکید میکند که عشق حقیقی، فراتر از همه لذات قابل تصور است.