نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۰ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

هر که را مهر تو اندر دل شیدا باشد

پای او را همه بر دیده من جا باشد

در جواب او

آن زمانی که کشم سر به گریبان کفن روحم آن روز روان در پی حلوا باشد

بخش 2

نخودابی که پر از لحم مهرا باشد

خرم آن دم که نصیب من شیدا باشد

قیمه بر صحنک ماهیچه بغایت خوب است

همچو آن زلف که بر عارض زیبا باشد

پسته را چون بکنم، آید از آن سبز قبا

خوش بود پیش من ار صحن منقا باشد

زحکیمان نبود رنج مرا روی بهی

که مداوای من از کاسه بغرا باشد

وه در آن دم که طغاری بود از بولانی

من و همکاسه یکی، وه چه تماشا باشد

شیخ تسبیح به من داد که برخوان صوفی

من نخواهم مگر از خسته خرما باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل معروفی بیانگر عشق و محبت است. شاعر در ابیات مختلف احساسات خود را نسبت به محبوبش بیان می‌کند و می‌گوید هر کسی که عشق او را در دل داشته باشد، در نظر او بسیار ارجمند و محترم است. او به زیبایی‌ها و لذت‌های مختلف اشاره می‌کند و از خواسته‌هایش می‌گوید، مانند لذتی که از خوردن خوراکی‌های خوشمزه می‌برد. شاعر همچنین به شکلی نمادین به مسایل روحانی و معنوی می‌پردازد و دعوت به راحتی و نشاط در عشق می‌کند. در نهایت، او تأکید می‌کند که به دنبال معنای واقعی و عمیق عشق است و از مادیات و ظواهر دوری می‌جوید.