بخش ۳۱ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
ز در درآ و شبستان ما منور کن
دماغ مجلس روحانیان معطر کن
در جواب او
دلم اسیر به بغراست گو برد ططماج به روی تخته ازین رشک خاک بر سر کن
بخش 2
برای قلیه کباب آتشی بیا بر کن
دماغ مجلسیان را دمی معطر کن
کجاست مشعله زلبیا، به چنگ آور
شب است کلبه احزان ما منور کن
اگر تو واقف سری برای چشم بدان
به قلیه حبشی، مطبخی چغندر کن
چو کله خشک غنیم است، قند در مجلس
بیار آب گل این دم دماغ او تر کن
چو مرغ اگر بتوانی تو ای حلاوه قند
بیا و سر به سرم م خدمت مزعفر کن
عروس اطعمه، صوفی اگر هوس داری
ز گفت و گوی چه حاصل، تو فکر در زر کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که در آن نویسنده دعوت به شادی و خوشی میکند و به زیبایی و لذت بردن از زندگی اشاره دارد. او از طرف دیگر خواهان رنگ و بویی تازه برای مهمانی و مجالس است. شاعر از خوراکیها و نوشیدنیها صحبت میکند و به پیوندهای معنوی و روحانی دعوت میکند. در نهایت، در فضای خوشاش و با اندیشهای عمیق، به تلاش برای یافتن زیبایی و لذت در زندگی اشاره دارد.