بخش ۳۲ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
ای رخ خوب تو فرخنده تر از ماه منیر
هست خرمای لب لعل تو پرورده به شیر
در جواب او
بوی حلوای تر آمد به مشامم ز صبا آه یارب ز کجا می رسد این بوی عبیر
بخش 2
نیست امروز مرا غیر مزعفر به ضمیر
دل گرفته است چو از آش جو و سرکه و سیر
ای برنج، ار چه غباری است ز قندت بر دل
به خود امروز بگفتم که برو خرده مگیر
گوشتابه شده بس کوفته از جور نخود
در گذارند گرم، گفت کبیر آن زصغیر
سفره ماست پر از گرده، برو این ساعت
آسمان گو مفروز این عظمت از دو فطیر
دو جهان را به جوی می نخرد می باید
هر که او یافته یک گرده پرورده به شیر
آن زمانی که شود پیک اجل قابض روح
جان دهد در هوس خربزه صوفی فقیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیفی از زیبایی و دلربایی معشوق دارد و به تمایلات و عطش انسانی برای لذتها اشاره میکند. شاعر با اشاره به لبهای لعلگون و بوی خوش خوراکیها، حس شوق و اشتیاق را در دل خود زنده میکند. او از حسرتها و نیازهای روحی و جسمی میگوید و در انتها به ناپایداری زندگی و وابستگیاش به لذتهای ساده اشاره میکند. در کل، شعر ترکیبی از زیباییهای ظاهری و تمایلات درونی انسان است که در سایهی دلتنگی و گذر زمان معنا پیدا میکند.