بخش ۳۵ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
سالها خرقه ما در گروه صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود
در جواب او
خرده هائی که عیان داشت، روان کرد نثار کله قند که خوش معتقد حلوا بود
بخش 2
دوش در خاطر من ولوله گیپا بود
در تمنای رخش دل همه شب شیدا بود
در حریم حرم دیگ، مربع چو نشست
گوشت بره کنون دولت گندم وا بود
چه کنم روز و شبان میل به مطبخ دارد
دل سودا زده چون در هوس بغرا بود
گوشتابه ز چه شد کوفته در کلبه دیگ
چمچه گفتا که پریشانیش از اکرا بود
دید انواع نعم رفت سوی نان جوین
وه چرا رفت که بر چشم من او را جا بود
ذکر صوفی به سر خوان نعم باد به خیر
داد ده مرده جواب ار چه تن تنها بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای شاعر و مقاماتی که در زندگیاش تجربه کرده، میپردازد. شاعر سالها در حال خوشگذرانی و نوشیدن در محفلهای میگذرانده و حالا در خلوت خود به یاد آن شبها دلتنگ است. او به حریم حرم اشاره میکند و از روزمرگی و دلنگرانیهای خود میگوید. در این حال و هوای درونی، شاعر به نوعی بحران و کلافگی اشاره دارد و با تصاویری از زندگی روزمره مانند آشپزخانه و غذا، تلاطمهای ذهنی خود را نشان میدهد. در نهایت، به یاد صوفی و نعمتهای زندگی و احوالات نیایشگونه در لحظههای تنهاییاش میافزاید.