بخش ۳۶ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
خاطرت هست چو برگ گل نسرین نازک
نکشم آه و شد اندر دل من جور تو لک
در جواب او
شوربا را که بود گرم چو دلهای محب همچو دیدار رقیبانش مسازید خنک
بخش 2
نان که چون خاطر یارست درین سفره تنک
ای عزیزان گرانمایه بنوشید سبک
گوشت را زود بدرید چو دل از دشمن
چو تنی خسته بدخواه کنیدش جک جک
صحن پالوده که لرزان چو دل من باشد
هست شیرین چو لب لعل نگار چابک
لشکر اطعمه چون صف بکشد در میدان
می زن از هر طرفش همچو سوار چابک
دایم از بیم که نان کم نشود در سفره
می کند این دل سودازده من تک تک
بر سر سفره چو همکاسه شوی با صوفی
بس که از کینه اشکم تو بگریی جک جک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و عواطف عمیق شاعر میپردازد. او با نازکی و لطافت گل نسرین، درد و رنج ناشی از دوری یار را ابراز میکند. در پاسخ به این احساسات، شاعر به میهمانی و شادمانی اشاره میکند، ولی همواره نگران کمبود نان و غذا در سفره است. او به تضاد بین شادی و غم، و همچنین زیبایی و تلخی اشاره میکند. در نهایت، عشق و کینهورزی در دل او همزمان وجود دارد و این احساسات متضاد به زندگیاش عمق میبخشد.