نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۸ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بخش 1

صبح دولت می دمد با جام همچون آفتاب

فرصتی زین به کجا باشد، بده جام شراب

در جواب او

کله از حمام دیگ آمد برون خندان نگاه زانفعالش کله های قند رفته در حجاب

بخش 2

شمسی نان گشته طالع باز همچون آفتاب

وه چه نیکو می نماید خاصه بر خوان کباب

سرخ روئیها بود، آن را که باشد در نظر

بکسمات و شربت قندی که باشد پر گلاب

شاه بغرا چون مربع شست بر تخت طبق

هست ماهیچه ز رشک امروز اندر پیچ و تاب

گر شکنبه شد چه باک امروز گیپا را لباس

گنج را پنهان کنون شرطی است در جای خراب

دوش می دیدم به خواب خوش کباب و نان گرم

این سعادت را من مسکین مگر بینم به خواب

در فراق مرغ بریان همچو ماهی می طپد

صوفی و اندر نمی یابد کنون از هیچ باب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و زنده، به وصف صبح و شروع روز می‌پردازد. او دولت و خوشی را به طلوع آفتاب تشبیه می‌کند و از می و کبابی که بر سفره چیده شده، صحبت می‌کند. لذت‌های دنیوی و خوشی‌های فیزیکی مثل شراب و کباب در کنار زیبایی‌های طبیعی، بخصوص آفتاب، به تصویر کشیده می‌شود. شاعر همچنین از خواب خوشی که در آن دغدغه‌ای ندارد و به آرزوهایی مانند مرغ بریان می‌پردازد، سخن به میان می‌آورد و نشان می‌دهد که در زندگی واقعی، به سادگی نمی‌تواند به این سعادت دست پیدا کند. کل متن حاکی از تلاشی است برای یافتن لذت و آرامش در زندگی در میان مشغله‌ها و فراق‌ها.