نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

امروز دیگرم به فراق تو شام شد

در آرزوی روی تو عمرم تمام شد

در جواب او

آمد شب و به مطبخ ما نیست آتشی ای دیده پاس دار که خوابت حرام شد

بخش 2

در سفره بود گرده چندی تمام شد

فکری بکن که رفت نهاری و شام شد

ترشی چو با مویز سیه دید گوشت گفت

باز این سیاه روی غلام غلام شد

مرغ مسمنی که زپیشم رمیده بود

منت خدای را که دگر باره رام شد

آن نو عروس حجره که پالوده نام اوست

خرم کسی که از لب لعلش به کام شد

چون ننگ و نام اطعمه از لحم برده بود

زان دل تمام در پی این ننگ و نام شد

صوفی هر آن طعام که می پخت در خیال

ماه صیام آمد و آن جمله خام شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از فراق و دوری معشوقش سخن می‌گوید و حسرت و اندوه ناشی از آن را به تصویر می‌کشد. او می‌گوید که امروز هم به خاطر دوری معشوقش شب فرامیرسد و عمرش سپری می‌شود. شاعر به موضوع غذا و آشپزی نیز اشاره می‌کند و از عدم وسایل کافی برای تهیه غذا در آشپزخانه نقل می‌کند. در ادامه، به خوشحالی و شادی ناشی از دیدن نعمت‌ها و نیز مشکلاتی که در تهیه غذا وجود دارد، اشاره می‌شود. در نهایت، شاعر به ماه رمضان و حال و هوای خاص آن اشاره می‌کند و می‌گوید که تمام تجربیات و پخت‌وپز در فکر و خیال او محصور است.