نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۲ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد

گو درآ زود که بر دیده من جا دارد

در جواب او

تلخیی هر که نبیند به دم رفتن دوج هر که او معده پر از گرده و حلوا دارد

بخش 2

هر که با جوش بره قلیه تمنا دارد

واقف سر نهان نیست که سودا دارد

می برد دل ز همه گرسنگان در شب و روز

نخود آن حسن که در صحنک بغرا دارد

سر به کونین فرو ناورد از عیش و نشاط

در بغل هر که به اسرار منقا دارد

هیچ دانی چه بود عمر و حلاوت با او

صحنک شیر برنجی است که حلوا دارد

خلق گویند مخور خربزه کو صفرائی است

دلم از بهر همین واقعه صفرا دارد

ز غم خوشه انگور ببین صوفی را

همه شب تا به سحر رو به ثریا دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و تمایلات دل اشاره می‌کند و از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت می‌کند. او به شخصی که در جستجوی عشق است، می‌گوید که به زودی برود و عشقش را پیدا کند. در ادامه، شاعر به تلخی‌ها و سختی‌های زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید کسانی که تمایلات پرشوری دارند، در حقیقت به ظرافت و زیبایی زندگی آگاه هستند. همچنین به لذت‌های زندگی و اهمیت آن‌ها اشاره می‌کند و در نهایت به غم و اندوه اشاره می‌کند که در پی جدایی و عدم رسیدن به شادی و عشق به وجود می‌آید. به طور کلی، شعر درباره عشق، تمنا و احساسات مختلف انسانی است.