نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۳ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

در جواب او

گرده میده مکن جمع تو با نان شعیر زان که حیف است زخوبی که بود همدم زشت

بخش 2

مطبخی باز مگر طینت ماهیچه سرشت

که شد از نکهت قیمه همه عالم چو بهشت

می رسد سرکه به بغرا و به کاچی دوشاب

«هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت»

خشت حلوای شکر از دل من می نرود

چون بچینند به روی من سودا زده خشت

گفت خوش کوزه دوشاب به شیرین کاری

دست دوشاب بزک بر سر من تا چه نوشت

نه من اندر پی نانم به جهان سرگردان

«پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت»

صوفی از میکده گر فهم کند بوی کباب

از در کعبه رود دست فشان سوی کنشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد عیب‌جویی زاهدان و پرهیزکاران می‌پردازد و به تناقضاتی که در رفتار آنان وجود دارد، اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که عیب جویی از دیگران تنها به خاطر پاکی ظاهری آنها نیست و ممکن است که شایسته‌تر از آنان در موردشان قضاوت شود. او با استفاده از تصاویری چون «مطبخی» و «خیال قیمه» به بیان زیبایی‌های دنیا و لذت‌هایی که در آن وجود دارد پرداخته و نشان می‌دهد که حتی در جایگاه زاهدان نیز، نیاز به لذت و زیبایی احساس می‌شود. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که نباید خود را در پی نان و مال دنیا اسیر کرد و باید به عمق و زیبایی‌های روحی و معنوی توجه داشت.