نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۰ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

بوی سنبل ز دم باد صبا می آید

خوش دلم هر چه از آن یار به ما می آید

در جواب او

می رسد کاسه اکرای عدس، نان تنک با حذر باش که آشوب و بلا می آید

بخش 2

بوی حلوای تر این دم ز کجا می آید

که مشام من از آن بو به نوا می آید

تکه گوشت نهادم به دهن دل گفتا

شاه بنگر که به سر وقت گدا می آید

دل که بیمار شد از آرزوی قلیه برنج

با عسل گرده کنون بهر شفا می آید

از بیابان عدم می رسد اکنون ریواج

مکنش عیب اگر بی سر و پا می آید

گویم اوصاف کمال و صفت شربت قند

که به پرسیدن صوفی به صفا می آید

می رسد بوی کباب از حرم مطبخیان

تو مپندار که از باد هوا می آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر بویی خوش از سنبل به مشام می‌رسد و شاعر از آن لذت می‌برد. او به یاد محبوبش می‌افتد و از خود می‌پرسد که بوی دلپذیر حلوای تازه از کجا می‌آید. دلش به آرزوهایش بیمار است و با اشاره به غذاهای خوشمزه، عطر و طعم را به تصویر می‌کشد. شاعر تأکید می‌کند که نباید به آنچه از دنیای غیر واقعی می‌رسد، ایراد گرفت، چرا که بوی خوش و زیبایی‌های واقعی، به زندگی می‌آید. در نهایت، او به اوصاف جذاب و خوش طعم غذاها اشاره می‌کند و از لذت آنها صحبت می‌کند.