بخش ۵۵ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بخش 1
در سرم تا هوای جانان است
دلم از اشتیاق بریان است
در جواب او
درد جوعی که هست در دل من نان شمسی و کله درمان است
بخش 2
در سرم تا هوای بریان است
دیده ام چون کباب گریان است
برکشیدست گردن از صحنک
مرغ و در نان میده حیران است
جگرم شد کباب ار پرسی
دل بریان که راحت جان است
دلم از شوق صحنک فرنی
همچو پالوده آه لرزان است
کرد روغن برنج را پامال
خاطر او ازین پریشان است
هر کسی را هوای اطعمه ای است
دل صوفی به تابه بریان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق اشتياق و عشق شاعر به غذاهای لذیذ و خاصی است که به نوعی نماد عشق و شوق او به زندگی و طعمهاست. شاعر از حالتی گیرا و پر از درد و شوق نسبت به غذاهای سنتی مانند بریان و کباب صحبت میکند و نشان میدهد که چگونه این احساسات در دل او شعلهور است. احساساتی چون گرسنگی و نیاز به غذا بیان شده و دلتنگی و اشتیاق او به لذتهای خوراکی را تشدید میکند. شاعر در نهایت به نوعی عشق الهی نیز اشاره کرده و ارتباط آن با شوق به غذا را میآفریند.