بخش ۵۴ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
ای دل اگر از خویشتن امروز بمیری
جاوید شوی زنده چو از من بپذیری
در جواب او
باید که بود معده پر امروز، به هر حال چه نان جوین و چه خمیر و چه فطیری
بخش 2
دارم هوس امروز بلونی خمیری
جای است اگر در هوسش زار بمیری
گر صحن برنجی فتد امروز، به دستت
زنهار بنوشی همه را بر سر سیری
بی دانه انگور نباشی تو به فصلش
فخری نبود این دم، چو رسیدی به امیری
ای شوش جگر بند برو حاضر دل باش
هر چند به خون...تو پرورده به شیری
می گفت کدک من به ام از کله به گیپا
گفتش که مکن عیب کبیران چو صغیری
صوفی بشوی عاقبت از خوان نعم سیر
زنهار مینداز دل این دم ز فقیری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به دعوت دل دربارهی از خودگذشتگی و دست کشیدن از دلبستگیها صحبت میکند. او میگوید اگر دل امروز از خود بمیرد، جاویدانه زنده خواهد شد. او سپس به هوسها و لذتهای دنیا اشاره میکند و تأکید میکند که انسان باید از فرصتهای زندگی بهرهبرداری کند و حتی اگر در این راه به خطر بیفتد، نباید از فراغت و لذتها دست بکشد. در ادامه، شاعر به لزوم پر بودن معده و لذت بردن از خوراکیها به هر شکلی اشاره کرده و به این نکته میپردازد که در فصل میوه، باید از آن بهرهمند شد. نهایتاً، او به انسان توصیه میکند از دنیا دلبسته نشود و به سادگی زندگی کند، حتی اگر فقر را تجربه کند، در عوض از نعمات الهی بهرهمند شود.