نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۷ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش

مباش در پی دنیا و دل منه به وفاش

در جواب او

چو نان میده و بریان به دست برناید برو به کاسه اکرا بساز ای قلاش

بخش 2

چو نان گرم میسر شود به قلیه تراش

برون رود ز سر من هوای کاسه آش

برای هیمه کشیدن میان ببندم چست

در آن زمان که پزد مطبخی برنج به ماش

برنج و ماش بود نعمتی حکیم، اما

چه خوش بود که به یاد آید آن زمان از ماش

مقدرست چو ای دل نصیبه هر کس

غم جهان چه خوری لوت می خور و خوش باش

چو هست طلعت پالوده نازک و رعنا

به سرخ و زرد چه آراش می کنی نقاش

برای صدقه در آن دم که می پزند برنج

دهند جمله به صوفی مستمند، ای کاش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی نصیحت به زندگی شاد و خوشی می‌پردازد و بیان می‌کند که انسان باید از دنیا و دغدغه‌های آن فاصله بگیرد و به جای آن، از لذت‌های ساده زندگی چون خوردن و نوشیدن بهره‌مند شود. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در زمان‌هایی که شرایط مناسب است، باید از لذایذ زندگی استفاده کرد و نگران غم‌ها نباشیم. در انتها، به زیبایی زن و حسرت گذراندن لحظات خوش اشاره شده و در نهایت آرزوی کمک به نیازمندان را می‌کند. این شعر به ارتقاء رضایت از زندگی و لذت بردن از لحظات حال اشاره دارد.