بخش ۵۹ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بخش 1
به هر درد و غمی دل مبتلا شد
چرا یکباره یار از ما جدا شد
در جواب او
بگو ای روح در گوش دل من که لحم بره اندر ماسوا شد
بخش 2
به گیپا و کدک دل مبتلا شد
چرا نان تنک از ما جدا شد
دلم بیگانه از نان و پیازست
چو با صحن مزعفر آشنا شد
مگر قند این زمان نایافت گشته
که در چشم مزعفر توتیا شد
به قدر قامت زناج این دم
دلم خو کرد، یاران این بلا شد
من بیچاره را بر باد برداد
چو بوی قلیه همراه صبا شد
شلاین گشته بر حلواگرانبار
دل صوفی چو مست زلبیا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهایی میپردازد که فرد به خاطر جدایی از محبوبش تجربه میکند. شاعر به یاد آوری لحظات خوشی میپردازد که در کنار یار بوده و اکنون به دلیل دوری از او، دلش بیقرار و ناآرام است. او میگوید که زندگیاش بدون عشق و محبت، مثل نان و پیاز بیمزه و بیاحساس شده است. در نهایت، شاعر از سایر مضامین عشقی و روزمره هم سخن میگوید، از قبیل لذت غذاها و مشروبات، که همگی نشاندهندهٔ غم و فقدان یار هستند. احساساتش ترکیبی از عشق، حسرت و اندوه عمیق است.