بخش ۶۰ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بخش 1
نوبهار آمد و از هر طرفی سبزه دمید
بلبل از حجره غم رخت به گلزار کشید
در جواب او
وز پی صحن مزعفر به هواداری قند طاس دوشاب بسی رفت و به گردش نرسید
بخش 2
تا به بغرای پر از سیر و نخود قلیه رسید
هر که را گشت میسر بود از بخت سعید
به که گویم بجز از مطبخیان این ساعت
شور در جان من است از هوس لحم قدید
نکند میل دلش جانب گیپا و کدک
هر که لعل لب جان پرور سنبوسه گزید
سر به بغرا و به ماهیچه فرو کی آرد
آن که روزی نمک قلیه گیپا بچشید
هیچ آواز به عالم به از آن نیست بدان
که ز مطبخ خبر آید که مزعفر برسید
نان و حلوا به سر تربت صوفی بدهید
که به این آرزو از دار جهان رفت و ندید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره آمدن بهار و رونق طبیعت است. شاعر با اشاره به زیباییهای فصل بهار و نشاط حاصل از آن، به احساس شوق و آرزوهایش اشاره میکند. اشاره به غذاهای خوشمزه و لذیذ، مانند قلیه و حلوا، نشاندهندهی هوس و اشتهای اوست. در عین حال، شاعر از صوفیای یاد میکند که به آرزوهایش نرسیده و به دنیا رفته است. این شعر ترکیبی از شادی بهار و حسرت از ناتوانی در دستیابی به آرزوها را به تصویر میکشد.