نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۳ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

از حد گذشت قصه درد نهان ما

ترسم که ناله فاش کند راز جان ما

در جواب او

سرگشته ایم در طلب گرده و عسل باشد که محرمی بدهد این نشان ما

بخش 2

از حد گذشت حالت جوع نهان ما

ترسم که ضعف فاش کند راز جان ما

می گفت قلیه با دل بریان برنج را

غافل مشو ز گریه و آه و فغان ما

در سفره سماء نظر کن ببین که هست

بهتر ز شمسی فلک این قرص نان ما

چون مهرقند در دل صحن برنج بود

فهمید از آن سبب خرد خرده دان ما

چو ن مشعلی است شیشه پر کله نبات

قناد گفت از آن شده روشن دکان ما

صوفی از آن به صحن برنج است معتقد

کو مرهمی است ساخته از بهر جان ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رازهای پنهان انسان‌ها می‌پردازد. شاعر از احساس گرسنگی و ضعف سخن می‌گوید و به دنبال نشانه‌ای از محبت و همراهی است. همچنین، او به دقت به تغذیه روح و جسم اشاره دارد و اهمیت غذا و معانی آن را بررسی می‌کند. در نهایت، شاعر با توجه به غذاهای مورد علاقه‌اش، به دنبال تسکینی برای روح خود است و صوفی را به عنوان منبع مرهم معرفی می‌کند. این اثر به طور کلی به جستجو برای محبت و آرامش در زندگی اشاره دارد.