نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۶ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخش 1

چو بیابی به دهر یار خلف

ننهی جام باده را از کف

در جواب او

ذوقها یافتم ز صحن برنج راحت خاطر است یار خلف

بخش 2

چون برآید ز دیگ حلوا تف

لوت خواران کشند صف در صف

خرم آن ساعتی که باشم شاد

من و بغرا نهاده کف بر کف

هر که بی بی نجست و لوت زدن

می کند در زمانه عمر تلف

بانگ نان تنک ربود غمم

سبب عیش باشد آری دف

دلم از دور گفت با بریان

هست ما را ز تو امید شرف

گفت صوفی سحر به نان و نمک

«ما عرفناک حقه اعرف»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان خوشی‌ها و لذت‌های زندگی می‌پردازد. او به دیدار یاری می‌پردازد که به او شادابی و خوشحالی می‌آورد و از نوشیدن شراب و خوردن لذت می‌برد. شاعر به اهمیت شاد بودن در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که کسانی که به دنبال زیبایی‌های زندگی نیستند، عمر خود را تلف می‌کنند. او همچنین به دل‌نگرانی و آرزوهایش اشاره می‌کند که ارتباطی با دیگران دارد و در نهایت به صحبت‌های صوفی و اهمیت نان و نمک در زندگی اشاره می‌کند.