نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۸ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

اگر تو در غم یاری شبی به روز آری

به هیچ باب دل عاشقان نیازاری

در جواب او

میان آشپزان کله پز مقدم شد بلی بزرگ شود آدمی ز سرداری

بخش 2

اگر تو کاسه اوماج را هوس داری

به پیش اطعمه خواران ترا زهی خواری

بیا و بر سر سری بپوش گرده چند

که بس خراب شود آدمی ز بیکاری

اگر دو بره بریان یکی بنوشد شام

به قدر حال توان گفت دعوت کاری

توئی بلوچ درین روزگار عوج بساط

بر آن سبب که به پیشم پنیرمیش آری

شده ز بار شکم پشت من دو تا لیکن

خوش است زله اگر می شود به سرباری

شود اگر چه ز پر خواری آدمی برخوان

چه باک صوفی بیچاره را ز پرخواری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی مسائلی چون غم، عشق و وضعیت انسان‌ها در زندگی می‌پردازد. او می‌گوید اگر کسی در غم یاری کوشش کند، نباید دل عاشقان را آزرده کند. به سخن دیگر، در موقعیت‌های سخت باید شجاع و باوقار بود. شاعر همچنین به اهمیت کار و تلاش اشاره می‌کند و می‌گوید که بی‌کاری می‌تواند انسان را خراب کند. او بر اهمیت واقعیات زندگی تأکید دارد و در نهایت به وضعیت انسان‌های معمولی اشاره می‌کند که با تحمل درد و رنج زندگی می‌کنند. در کل، این شعر تفکر عمیق درباره زندگی، انسانیت و ارزش کار را منتقل می‌کند.