نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۹ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

مرا ز حال مگس آرزو کند ای واخ

که می پرد به سوی لعل آن لبان گستاخ

در جواب او

ز تیر آه دل من در اشتیاق برنج به نیمشب جگر مطبخی شود سوراخ

بخش 2

تروش وا که به شیرین رخی پزد طباخ

به شورباش کند میل خاطر من آخ

چه خوش بود به لب آب و سایه های درخت

نشسته باشی و امروت می فشاند شاخ

چنان ربوده دل از مردمان کباب جگر

که بر دو دیده بمالند مقدم سلاخ

چو غیر لوت زدن حرفه ای نمی داند

به خوان اطعمه صوفی از آن بود گستاخ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حسرت و آرزوهای خود اشاره می‌کند. او از مگس که به زیبایی لبان محبوبش پرواز می‌کند، حسودی می‌کند و از این که دلش به طمع زیبایی و لذت‌ها بی‌تاب شده، ناراحت است. او از لحظات خوشی یاد می‌کند که در کنار آب و در سایه درخت، در حال استراحت است، و آرزو می‌کند که دلش آرام بگیرد. در این فضا، حسرت دلی که از عشق و اشتیاق رنج می‌برد، به وضوح مشهود است. شاعر همچنین به لذت‌های دنیوی و هم‌چنین به رقابت و تنهایی در این مسیر اشاره دارد. احساسات عمیق عشق و آرزو در این ابیات به خوبی حس می‌شود.