بخش ۸۴ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بخش 1
بی روی تو صبوری، جانا نمی توان کرد
بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد
در جواب او
گفتم به جان خریدم نان تو، نانبا گفت با ما بدین بضاعت سودا نمی توان کرد
بخش 2
بی روی نان صبوری، حقا نمی توان کرد
«بسیار سعی کردیم اما نمی توان کرد»
پیری کلیچه پز کرد بر منبری نصیحت
کز آب غوره یاران حلوا نمی توان کرد
در دیگ کله می خواند دوشینه این غزل را
گیپا چو نیم پخت است سر وا نمی توان کرد
با زلبیا برابر ای گل کجا شوی تو
خود را به رنگ و بوئی زیبا نمی توان کرد
از سفره محقر عیب است زله بستن
در پیش لوت خواران اینها نمی توان کرد
بر چهره مزعفر هستند عاشقان لیک
کس را مثال صوفی شیدا نمی توان کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حس بیتابی و ناامیدی از دوری معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون حضور معشوق، تحمل و صبوری غیرممکن است و با وجود تلاشهای بسیار، نمیتوان به آرامش رسید. او از مشکلات و محدودیتهایی سخن میگوید که در نبود معشوق به وجود میآید، و مینویسد نان و زندگی سختی وجود دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق و زیبایی غیرقابل دسترسی هستند و نمیتوان به سادگی به آنها دست یافت.