بخش ۸۶ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
باز این دل غمدیده به دام تو در افتاد
بس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد
در جواب او
از مفلسیم دست به بریان نرسد زان میل دل مسکین به کباب جگر افتاد
بخش 2
بر نعمت بازار مرا چون نظر افتاد
میل دل بیچاره به شیر و شکر افتاد
بریان چو بدیدم به کسی فاش نگفتم
تا شد خبرم، در همه شهر این خبر افتاد
نان و عسل ای صاحب خوان رسم قدیم است
چون است که این رسم به عهد تو بر افتاد
شاید که از آن خاک همه سرو بروید
از سایه زناج که بر رهگذر افتاد
گرمی مکن ای کاسه کاچی که به عالم
هر کس که در افتاد به ما زود بر افتاد
صوفی غزلت نیست چو بسحاق ولیکن
با رستم دستان نزند هر که بر افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به بیان درد و غم دل خود میپردازد و داستانی از عشق و آرزوهای دست نیافتنی را روایت میکند. او به وصف عشق و فراق میپردازد و به کنایه میگوید که بسیاری از انسانها در دام عشق میافتند. همچنین به مسائلی مانند فقر و نرسیدن به نعمتها اشاره میکند. شاعر در نهایت به نقد جامعه و رسم و رسوم میپردازد و میگوید که در دنیای امروز این رسوم و سنتها از بین رفتهاند. او همچنین به تذکر میدهد که در زندگی هر فردی موانعی وجود دارد که ممکن است باعث افتادن او در مشکلات شود.