نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۰ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

دردم ز اشتیاق تو ز اندازه در گذشت

از پا در اوفتادم و آبم ز سرگذشت

در جواب او

دعوت برای خاطر من بی قیاس ده چون اشتهای بنده ز اندازه در گذشت

بخش 2

دردم ز شوق گرده ز اندازه در گذشت

وز شوق کله آب من اکنون زسر گذشت

آمد شمیم کله بریان به نیمشب

جانبخش و مشکبوی، نسیم سحر گذشت

مستغرق شمیم کباب تنور بود

دل آن زمان زمطبخیان بی خبر گذشت

بر من جهان و هر چه درو هست تلخ شد

از پیش من چو دعوت شیر و شکر گذشت

صوفی به پیش باز فراق و کباب و نان

هر محنتی که بود دگر مختصر گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از شدت شوق و اشتیاقی که به محبوب خود دارد، سخن می‌گوید. او به وضوح بیان می‌کند که این اشتیاق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است، به‌طوری‌که از حال رفته و به سختی طاقت آن را دارد. او توصیف می‌کند که بوی خوش کباب در نیمه شب، او را متاثر می‌کند و دعوت‌هایی که برای او می‌شود، همچون طعمی دلپذیر اما غیرقابل دسترسی است. در نهایت، شاعر با حسرت از تلخی دنیا و طعم شیرینی و شکر که به او نزدیک می‌شود، یاد می‌کند و اشاره می‌کند که حتی اگر فراق و مشکلات زیادی هم باشد، آن‌ها به نوعی آسان‌تر از شوق و اشتیاق او می‌شوند.