بخش ۹۱ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
از لطف دوست سکه دولت به نام ماست
اقبال یافتیم و سعادت غلام ماست
در جواب او
ریواج خواست از من بیچاره دل شبی گفتم که چیست، گفت خیالات خام ماست
بخش 2
تا نان گرم و کله بریان به کام ماست
از روی عیش قلیه زنگی غلام ماست
هر دعوتی که در همه آفاق پخته اند
هر کس که می خورد ز نهاری و شام ماست
روز ازل که رفت قلم بهر هر کسی
غافل مشو که قرعه دعوت به نام ماست
سیری مرا چو صوفی مسکین امید نیست
بر اشتهای من چه گواه، این کلام ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره بزرگداشت و سپاسگزاری از دوستی است که باعث خوشبختی و سعادت شاعر شده است. شاعر به نقش مهم دوستی در زندگیاش اشاره کرده و بیان میکند که نعمتها و لذتهای زندگی به لطف این دوست به دست آمده است. او از غذاهای خوشمزه و دعوتهای مختلف صحبت میکند و میگوید که همه چیز به برکت این دوستی است. در پایان، شاعر به نوعی ناامیدی از سیری و خوشبختی اشاره میکند و میگوید که به جز وعدههای خوش، امیدی برای سیری ندارد.