بخش ۹۴ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / دیوان اطعمه / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
بخش 1
تا کوکب جمالش در زمانه لامع
بهر مشعله داریش خورشید گشته طالع
در جواب او
در اشتیاق بریان ای نان شیر پرور آه دل مرا بین شبها چو برق لامع
بخش 2
تا قرص ماه نان شد در روی سفره طالع
بر آفتاب شد تنگ گردون که هست واسع
چون شاه خربزه شد ناگه عیان به بازار
بنگر خیار پیشش چون گشته است راکع
کاغد حجاب قندست اندر دکان قناد
یارب برانداز، آن را که هست مانع
ما را به سعی اکنون روزی نشد مزعفر
ای نان جو دریغا زان رنجهای ضایع
دی ناصحی مرا گفت کن ترک نان و بریان
آری دل مسامح گویند هست واسع
صوفی به دهر می داشت طاس هریسه امید
اکنون به نان خشکی مسکین شدست قانع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای عشق و آرزوهای انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی چون خورشید و ماه به وصف حال و احساسات خود در برابر محبوب میپردازد. او به تضاد بین آرزوها و واقعیت زندگی اشاره میکند و از عشق به عنوان نوری در تاریکیهای زندگی یاد میکند. همچنین، جملاتی در مورد نان و خوراکیها به نوعی به زحمتها و تلاشهای انسانی برای رسیدن به لذتها و نیازهای اساسی اشاره دارد. در نهایت، شاعر به ناامیدی و قناعت در برابر مشکلات زندگی اشاره میکند، در حالی که هنوز امید به عشق و زیبایی در دلش باقی مانده است.