نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر سایه آن ماه به سوی چمن افتد

از رشک قدش لرزه به سرو سمن افتد

صد چشمه آب خضر از خاک برآید

هر جا که لعابی به زمین زآن دهن افتد

رفت از سر کوی تو دل از دست رقیبان

صد آه از آن خسته که دور از وطن افتد

هر جا که برآرم ز تمنای تو آهی

فریاد ازین واقعه بر مرد و زن افتد

بنگر که چو مصباح دلیلی شده روشن

از عکس تن دوست که در پیرهن افتد

بر غنچه زند بوسه ز شوق دهن او

روزی که صبا سوی چمن همچو من افتد

زان خسرو خوبان دل صوفی شده مجروح

آری غم شیرین همه بر کوهکن افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی‌ها و احساسات عاطفی است که در برابر زیبایی‌های محبوب و عشق به او بوجود می‌آید. اشاره به این دارد که اگر سایه محبوب بر چمن بیفتد، دیگر گل‌ها و درختان نیز به لرزه در می‌آیند. او بیان می‌کند که عشق و زمان دوری از محبوب چقدر دلشکسته‌کننده است و چطور این احساسات بر همه تأثیر می‌گذارد. همچنین، تأکید می‌شود که باطن عشق می‌تواند مانند نوری برای دل باشد و دلتنگی و شوق با بوسه‌ای از طبیعت پیوند خورد. در نهایت، شاعر غم و شادی‌های ناشی از عشق را به یکدیگر پیوند می‌زند.