غزلیات — دیوان اشعار صوفی محمد هروی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — عید پیوسته به نوروز و من از یار جدا
- شمارهٔ ۶ — مرا عشق تو رسوای جهان ساخت
- شمارهٔ ۴ — جستم بسی و سعی نمودم، به هیچ باب
- شمارهٔ ۷ — امروز مرا فرقت آن روی چو ماه است
- شمارهٔ ۵ — ای لعل جانفزای تو سرچشمه حیات
- شمارهٔ ۲ — آن چشم نرگس به سر آن پسر مرا
- شمارهٔ ۳ — ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما
- شمارهٔ ۱۰ — بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
- شمارهٔ ۱۲ — می کشم هر نفس از درد جدایی آوخ
- شمارهٔ ۱۱ — ای تو چون زلف چرایی، به من شیدا کج
- شمارهٔ ۹ — مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث
- شمارهٔ ۱۳ — بیا که شاهد گل در چمن نقاب گشاد
- شمارهٔ ۸ — وه که جانم گشت چون از درد بی آرام دوست
- شمارهٔ ۱۵ — آن که از مشک به رخساره نشانی دارد
- شمارهٔ ۱۴ — گر سایه آن ماه به سوی چمن افتد
- شمارهٔ ۲۲ — آن کس که روز را به فراق تو شب کند
- شمارهٔ ۱۸ — آن زلف سیه که دلربا شد
- شمارهٔ ۲۰ — ای خجل در چمن از قامت تو سرو بلند
- شمارهٔ ۱۷ — ایا حکیم مسیحا دم ستوده خصال
- شمارهٔ ۲۱ — روز ازل که طینت آدم سرشته اند
- شمارهٔ ۲۳ — دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
- شمارهٔ ۱۶ — آن ترک مست، دیده چو از خواب باز کرد
- شمارهٔ ۱۹ — روی تو آتش است و برو خال چون سپند
- شمارهٔ ۲۶ — بر عارض تو خط، چو پراکنده می شود
- شمارهٔ ۳۰ — خواهم نظری در رخ خوب تو دگر بار
- شمارهٔ ۲۹ — بیا که عید صیام است و باز فصل بهار
- شمارهٔ ۲۵ — خرم آن روز که دیدار توام روزی بود
- شمارهٔ ۲۴ — ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود
- شمارهٔ ۳۱ — ساقیا عید صیام آمد و هنگام بهار
- شمارهٔ ۲۸ — هر شب من و غمهای تو و روی به دیوار
- شمارهٔ ۲۷ — ساقیا عید صیام آمد و نوروز رسید
- شمارهٔ ۳۷ — ای رخت مایه عیش و طرب اهل نشاط
- شمارهٔ ۳۸ — گر بود با من به صلح و گر به جنگ
- شمارهٔ ۳۳ — ای دل سوخته با سوز و غم یار بساز
- شمارهٔ ۳۵ — بدان امید که ناگه ببینم آن رویش
- شمارهٔ ۳۴ — سحر به میکده یارب چه بانگ بود و خروش
- شمارهٔ ۳۹ — آن پری دور از من و من در غمش دیوانهام
- شمارهٔ ۳۶ — بجز صبا ز که جویم نشان دلبر خویش
- شمارهٔ ۳۲ — گل نورسته من عزم چمن دارد باز
- شمارهٔ ۴۱ — چشمه آب حیات است دهان یارم
- شمارهٔ ۴۳ — گل جمال تو خواهم بهار را چه کنم
- شمارهٔ ۴۰ — من که دیوانه آن سلسله موی توام
- شمارهٔ ۴۲ — وقت آن شد که اقامت به خرابات برم
- شمارهٔ ۴۵ — دارم دلی شکسته و جان فگار هم
- شمارهٔ ۴۴ — عید صیام آمد، موسم نوبهار هم
- شمارهٔ ۴۶ — دارم دلی شکسته و جان فگار هم
- شمارهٔ ۴۷ — چون در آید ماه من جولان کنان اندر چمن
- شمارهٔ ۵۴ — ای شاه حسن بر من مسکین زکوه ده
- شمارهٔ ۵۳ — ای مرا سوخته سودای بتان ته بر ته
- شمارهٔ ۴۹ — خاک...
- شمارهٔ ۵۱ — مرا آن روز عیدست اندرین راه
- شمارهٔ ۵۰ — پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
- شمارهٔ ۵۵ — هر کس به خواب روزی، لعل لبش مکیده
- شمارهٔ ۵۲ — ای خجل پیش دو رخسار چو خورشید تو ماه
- شمارهٔ ۴۸ — خطی که گشته به گرد جمال یار عیان
- شمارهٔ ۶۰ — ای حرم کعبه دل کوی تو
- شمارهٔ ۶۱ — دل از ما برد آن شوخ و روان کرد این زمان پهلو
- شمارهٔ ۵۸ — هر که آن چشم سیه دید، آن لبان آل او
- شمارهٔ ۵۶ — دل که در دست فراق صنمی پاماله
- شمارهٔ ۵۹ — ای توتیای دیده من خاک راه تو
- شمارهٔ ۶۲ — گر کاتب قدرت به سر من ننوشتی
- شمارهٔ ۵۷ — دل چو دید آن شکرینلبها و مشکینخال او