شمارهٔ ۱۶ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن ترک مست، دیده چو از خواب باز کرد
با عاشقان غمزده آهنگ ناز کرد
شانه چو ره به گیسوی او برد لاجرم
با دست کوته او عملی بس دراز کرد
دور اوفتد ز کعبه مقصود سالها
از کوی دوست هرکه هوای حجاز کرد
محراب ابروی تو ندیدست از آن سبب
زاهد به کنج صومعه شبها نماز کرد
هر کس که دید طلعت خوب تو دیده را
بر روی دلبران دو عالم فراز کرد
ساقی بیار باده که دارم دلی حزین
زان لعبها که این فلک حقه باز کرد
صوفی به آب دیده کند غسل هر شبی
چون شمع گریه ها که به سوز و گداز کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زیباییهای معشوق و تاثیر آن بر عاشقان و زاهدان است. در ابتدای شعر، معشوقی زیبا و مست از خواب بیدار میشود و با ناز خود دل عاشقان را میرباید. شاعر به بازیهای عشق و دلبستگیها اشاره میکند، به طوری که حتی زاهدان که در کنج صومعه نماز میخوانند، تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار میگیرند. همچنین در شعر اشاره به محجوبیت عاشقان و فاصلهایی که میان معشوق و معشوقه وجود دارد، به چشم میخورد. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که بادهای بیاورد تا دل حزینش را تسکین دهد، و به غم و اندوه دل عاشقان میپردازد.