شمارهٔ ۳ صوفی محمد هروی
صوفی محمد هروی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه نیست غیر تو کس پادشاه ما
واندر دو کون راهنما و پناه ما
افتاده های بحر گناهیم دست گیر
ای دستگیر جمله حال تباه ما
برده سبق زجمله کفار این زمان
گر زان که عصمت تو نبودی پناه ما
در ظلمت گناه ببین یغفرالذنوب
چون مشعلی ست داشته در پیش راه ما
گرچه گناهکار...مفلسیم
در پیش رحمت تو چه سنجد گناه ما
آن دم که زاهدان عمل آرند در حساب
لطف تو آه اگر نشود عذرخواه ما
از آب رحمتش مگر...صوفیان
... سیاه ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها دربارهی نیاز بشر به رحمت و پناهندگی خداوند صحبت میکنند. شاعر به دنبال حمایت و هدایت خداست و اعتراف میکند که در گناه و ظلمت قرار دارد. او به این نکته اشاره میکند که بدون عصمت و رحمت خدا، وضعیتش وخیمتر میشود. همچنین به ناتوانی انسان در برابر حساب اعمال اشاره میکند و از خدایی که بخشنده و رحیم است، خواستار مغفرت و بخشش است. در نهایت، او به لطف و رحمت خداوند امید بسته و از او میخواهد که در عذرخواهیاش یاریاش کند.