نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا عشق تو رسوای جهان ساخت

چو مشک او را بلی نتوان نهان ساخت

مرا گویند بی او صبر پیش آر

کجا بر آتش سوزان توان ساخت

نمی سازد دلم بی او به جانم

اگر آن شوخ من با این و آن ساخت

قتیل غمزه و ابروی اویم

چه حاجت تیغ با تیر و کمان ساخت

نهان می داشتم در دل غمت را

لب خشک و رخ زردم عیان ساخت

میان بر بست بهر کشتن من

خدا ا و را به جانم مهربان ساخت

جز اندوه و فراق یار، صوفی

غم دیگر ندارد، هم به آن ساخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد عشق و درد ناشی از فراق محبوب است. شاعر خود را رسوا به خاطر عشق می‌داند و می‌گوید که مانند مشک قابل پنهان شدن نیست. او از سختی صبر گفتن بدون معشوق ابراز ناتوانی می‌کند و دلش نمی‌تواند بی او به زندگی ادامه دهد. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی بدون سلاح هم محو جذابیت او است. او احساس غم و فراق را در دل خود پنهان کرده، اما آثار آن بر چهره‌اش نمایان است. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که جز اندوه و دوری یار، غم دیگری ندارد.