شمارهٔ ۲۸ - در مدح سعدالملک وزیر سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
رسیده ماه محرم به سال پانصد و شصت
به بارگاه وزیر خدایگان بنشست
که تا نظر کند اندر جمال طلعت او
که هیچ شه را مانند او وزیری هست
خجستهرای و همایونلقا و فرّخفال
دراز عمر به عدل و ز ظلم کوتهدست
ستودهسیرت و پاکاعتقاد و نیکوظن
به دل خدایشناس و به تن خدایپرست
سر وزیران صدر بزرگ سعد الملک
که سعد اکبر ناظر بُوَد به وی پیوست
درِ سعادت نام خدایگان مسعود
گشاد بر وی بخت آن چنان که نتوان بست
اگر نه عدل شهستی و نیکراییِ او
شدی سراسر کار جهان تباه و تبست
ز باغ دولت شاه جهان به خلق جهان
گل سعادت او بوی داد و خار نخست
ز خار غم دل و جان کسی که در دل او
درخت دوستی و مهر او نرُست نرَست
هر آنکه جُست مراد وی از جهان حاصل
ز چنگ جور و عنا جُست ور نجُست نجَست
بلند همت صدری که همچو جرم زمین
به جنب همت او آسماننمایت پست
به گوهر از همه آزادگان شریفتر است
بر آن قیاس که یاقوت ناروان زجست
ز باده کرده کرم و لطف نوش لذت او
سران روی زمینند خرّم و سرمست
به کام حاسد او چون کیست باد انوش
به کام ناصح او همچو نوش باد کیست
به سال پانصد و شصت این قصیده گفتم و خواست
بقای عمر ورا شش هزار و ششصد و شصت
جهان به کام و مرادش رفاه تا ماهی
به کام حاسد او چون به کام ماهی شست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر به وصف وزیر بزرگ و نیکوکار به نام سعد الملک میپردازد که در سال ۵۶۰ هجری قمری در بارگاه شاه نشسته است. او وزیر قابل و شایستهای است که با عدل و مهربانی خود، به سعادت و خوشبختی مردم کمک کرده و زندگی را برای آنها تسهیل میکند. شاعر او را در مقایسه با دیگران بینظیر میداند و به خوبیهای اخلاقی و رفتاریاش اشاره میکند. همچنین به تأثیر مثبت حضور این وزیر بر زندگی مردم و کشور اشاره میکند و نام او را با بخت و اقبال نیک گره میزند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که عمر او طولانی باشد و جهان در آرامش و خوشبختی به سر ببرد.