نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ - در مدح وجیه الدین سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بنده مکارم تو اهل روزگار

جز مکرمت نداری نه شب نه روز کار

در هیچ روزگار نیامد چه تو کریم

کاندر عطا دهی نبرد هیچ روزگار

مشاطه ایست کلک تو کز مشک و غالیه

زلفین لیل شانه زند بر رخ نهار

از وی هران نگار که پیدا شود کند

کار هزار کس بیکی لحظه چون نگار

ز اهل کرم هزار بیک بخشش تو نیست

ز اهل قلم بدانش تو نی یک از هزار

زان تا بدستخط عزیز تو اهل فضل

از ذل فقر باز رهند اندرین دیار

کلکی چو ذوالفقار علی تیز کرده ای

تا خون بخل ریزی چون خون ذوالخمار

تا تو وجیه دین لقبی اهل دین بتو

هستند در مواجهه قبله کبار

آنراست بخت یار که از جمله جهان

از جان کند بخدمت صدر تو افتخار

مداح صدر تو چو باو صاف خلق تو

در خاطر آرد آتش بی دود و بی شرار

در مجمر دماغ و دل او بهر نفس

عطار طبع مشک بر آتش کند نثار

زرین سخن سوار صفت کرد عسجدی

کلک هنروری را چون شد سخن گذار

در طبع آن امیر سخن گر کنون بدی

جز کلک تو نبودی زرین سخن سوار

چون تو سوار اسب فصاحت شدی اگر

سحبان بود پیاده دود از پس غبار

با قدر تو نه چرخ برین است سرفراز

با حلم تو نه جرم زمین است بردبار

عالیتری از آن متواضع تری ازین

زان باش کامران و ازین باش کامگار

اعدات را بلطف برآر از زمین بچرخ

تا لطف تو ببینند آنگه فرو گذار

خرم بزی ز دور فلک بر هوای دل

تا از بر هوا بود افلاک را مدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و مکارم شخصی است که شاعر به توصیف او می‌پردازد. شاعر بر این باور است که این فرد برتری و generosity (سخاوت) خاصی دارد و در هیچ زمان و مکان، از بخشش و کرم دست نمی‌کشد. او هنر و فضل را با یکدیگر ترکیب کرده و به نوعی خالق زیبایی‌های هنری است. در این شعر، تاکید بر فضائل اخلاقی و قضاوت نیکو از سوی مردم نسبت به این شخصیت وجود دارد. شاعر از او به عنوان رهبری فرهیخته و با فضیلت یاد کرده و دعا می‌کند که همچنان بر مقام خود بماند و بر سطح برتری انسانیت و ادب بیفزاید.