شمارهٔ ۱۴ - خواهی بوفا گوش بتا خواهی کین توز سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بنمود بمن روی نگارین خود امروز
دلبند من آن کرد که مه روی کله دوز
در آرزوی روی نگاریش بدم دی
آن آرزوی دینه من راست شد امروز
میتافت بکف رشته و میدوخت بسوزن
ترک کله آن روی چو روی گل نوروز
من شسته بنظاره و انگشت همی گز
آب از مژه بگشاده و غلطان شده چون کوز
گفتم که ایا با تو دلم چون قد تو راست
چون زلف تو شد پشت من اندر غم تو کوز
چندین غم تو خوردم و ناز تو کشیدم
از عشق من و ناز خود آگاه نئی نوز
پیدا نتوانست جواب سخنم داد
از شرم برافروخت دو رخسار دل افروز
پیروزه نگین خاتم از انگشت بمن داد
یعنی که شود عاقبت کار تو پیروز
من بر سر میدان تو گردانم چون گوی
خواهی به وفا کوش بتا خواهی کین توز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر درباره دیدار با معشوقش صحبت میکند و لحظهای را توصیف میکند که زیبایی او را مشاهده کرده است. دل عاشق او با زیبایی صورت او شگفتزده شده و آرزوهایی که در دل داشته، امروز تحقق یافته است. شاعر اشاره میکند که معشوقش با شیوایی و هنر خود او را مجذوب کرده و او به خاطر عشق و ناز معشوق، غمهای زیادی را تحمل کرده است. در نهایت، اشاره به پیروزی در عشق و وعده وفا و محبت وجود دارد، که نشاندهنده امید شاعر به آیندهای روشن در روابطش با معشوق است.