شمارهٔ ۲۰ - ای سیمین سرو سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای جفت دل من از تو فردم
وی راحت جان ز تو بدردم
تا با دل و جان من تو جفتی
من از دل و جان خویش فدم
رنجی که من از پی تو دیدم
دردی که من از غم تو خوردم
بر گوی و بیازمای یکبار
تا بشناسی که من چه مردم
من شاخ وفا و مردمی را
کی چون تو گسسته بیخ کردم
داری دل و جان دهم بعشقت
در ششدر اوفتاده نردم
ای سیمین سرو در فراقت
چون زرین فال زار و زردم
بیجاده لبا زفرصت تست
رخساره چو کهربای زردم
با لشگر هجر تو همه سال
ز امید وصال در نبردم
با آتش و آب دیده و دل
گردد ز تو جوی با دو گردم
زان آب چو خاک خارمندم
آتش همچو باد سردم
عشق تو بجان شگرد دارم
تا عمر بسر شود شگردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از عشق و درد فراق و غم ناشی از دوری معشوق صحبت میکند. شاعر به محبوب خود میگوید که از چشیدن رنج و درد عشق او چه سختیهایی را متحمل شده و از او میخواهد یک بار به عشق و وفای او بیاندیشد تا واقعیات را درک کند. او مینویسد که حتی اگر در وضعیت سختی قرار داشته باشد، همچنان آماده است تا برای عشق محبوبش فداکاری کند. شاعر احساسات عمیق خود را با استعارههایی چون آتش، آب، و خاک بیان میکند و نشان میدهد که زندگیاش همواره در نبردی از امید به وصال محبوب بوده است. به طور کلی، این شعر نشاندهنده عواطف عمیق و طاقتفرسا در عشق و فراق است.