شمارهٔ ۷ - خاک زمستان سوزنی سمرقندی
سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زنده شد خاک زمستان کشته از باد بهار
ساقیا زان آب همچون نار افروزان بیار
خاک بستانرا بده زان آب آتشگون نصیب
تا کند هر شاخساری را چو مستی بادسار
ز آبگون بخت روان کیخسرو آتش حشم
گنج باد آورد کرد از باطن خاک آشکار
خاک از آب و ابر از باد صبا فرزندزاد
لاله مینا تن قطران دل آتش عذار
آتش عشقی که نوزادان آب و خاک را
بد نهان از باد پیدا شد ز بس بوس و کنار
رست از خاک چمن گلبن چو اسبی آبگون
باد را داده عنان در زینش از آتش سوار
بادگیر گوش عاشق گر نباشد خاکبوس
بشنود نعت گل آتش فروغ آبدار
تاج دین محمودبن عبدالکریم آن باد لطف
آب صفوت صدر خاکی حلم آتش اقتدار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجدید حیات و زیباییهای طبیعت در بهار پس از زمستان است. نویسنده به نقش آب و باد در باروری خاک و رویش گیاهان اشاره میکند و از شوق و عشق طبیعت سخن میگوید. در این متن، نمادهایی از عشق و زندگی وجود دارد که به چشمانداز رستاخیز و سرسبزی دلالت دارد. همچنین، شاعر به تأثیر نعمتهای الهی بر زندگی بشر و تقدیر الهی از انسانها اشاره کرده و به طور خاص به محمود بن عبدالکریم به عنوان شخصیتی برجسته اشاره میکند. کل اثر از شور و زیبایی بهار و عشق طبیعی حکایت میکند.