نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ - لعبت بدیع سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سرو رسته از طرف جویبار بر

بر سرو و ماه سلسله مشکبار بر

ای لعبت بدیع و نگار بدیع چین

بر صورت تو فتنه بچین در نگار بر

جائی که گل رخت بود ایماه کی خرد

گلبرگ تازه را بدل خار خار بر

فصل بهار گشت برون آی سوی باغ

وز باغ باز خانه دل بی غبار بر

بنگر که فر باغ گلست ای نگار بس

کف را تهی مدار و بتنگ و کف آر بر

دو بلبلند ماده و نر بر کنار سرو

بر سرو ما ده لحن زند بر چنار بر

گوید یکی که سال نو آمد ز پار به

می پار سال نو کند از مرغ پار بر

گوید که بار دیگر خرم بهشت شد

باغبان بکس دو بسته مدار در

ای عاشق اندر آی و گل افشان بروی دست

وندر هم آر با صنم میگسار سر

می خور بگرد باغ و گل و کامکار گیر

بی مور و مار نیست گل کامگار گر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و لطافت طبیعت و بهار است. شاعر به سرو و گل‌ها اشاره می‌کند و از زیبایی‌های تصاویر و احساساتی که در دل دارد، سخن می‌گوید. او از عشق و شادابی در این فصل صحبت می‌کند و دعوت می‌کند که جشن و سرور برپا شود. همچنین تصویر بلبل‌ها و باغبانی که بهشت را به یاد می‌آورد، نمادهای عشق و زندگی را به تصویر می‌کشد. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که به باغ بیاید تا زیبایی‌ها و خوشی‌ها را با هم تجربه کنند.