نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - باغ سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آرامگه اهل حکم کردی این باغ

ای باغ تو آرامگه اهل حکم به

ارباب حکم مدح تو گویند در این باغ

چندان که بود نزد خرد مدح ز ذم به

تا اهل سخن در سخن مدح تو باشند

ز اعضای همه اهل سخن باشد فم به

گوشی که نیوشنده مدح تو نباشد

آن گوش اصم باد، که آن گوش اصم به

آن شهره بنائی که درین باغ نهادی

کارایش آن هست ز دیدار صنم به

چون بیت حرم باد ز جاه تو به حرمت

تو شاد در او، تا بود از شادی غم به

بر روی زمین تا نبود به ز سمرقند

وز روی خوشی تا که بود قند ز سم به

در شهر سمرقند به خوشی گذران دل

با قند لبانی به رخ از رنگ بقم به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و ارزش‌های یک باغ می‌پردازد که محل تجمع اهل اندیشه و حکمت است. شاعر به مدح و ستایش زیبایی‌های باغ می‌پردازد و بر اهمیت و خوشی‌ای که در آنجا وجود دارد تأکید می‌کند. او می‌گوید آن‌هایی که به مدح و زیبایی‌های باغ گوش نمی‌دهند، مثل افرادی هستند که گویا هیچ نمی‌شنوند. همچنین به جاذبه‌ها و زیبایی‌های خاص آن مکان اشاره می‌کند و از رضایت و شادابی اهالی آن به خاطر وجود چنین فضایی سخن می‌گوید. در نهایت، به خوشی و شیرینی‌هایی که در این شهر، به ویژه در سمرقند، وجود دارد اشاره می‌شود.