نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ - در هجو داماد ناصر بزاز سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / قصاید / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

برگوی بداماد خود ای ناصر بزاز

تا مست شد از . . . ن نکند عربده آغاز

از وجه غزی و تتری سست رکونی

بر مردم کسبه نشود طاعن و غماز

تا کو بیان جمع نگردند دگر بار

در حمیت . . . ن سرش نگیرند دگر باز

با . . . ن در اینده و شلوار بریده

اینجا بفرستند مرا ورا بتک و تاز

بر مردم کسبه ننهند تهمت دزدی

تا خشک به . . . نش نسپوزند همه باز

بر سرش درآیند دگر ره بسر گرز

شلوارش ببرند دگر ره بسر گاز

اینجا بدرستی خبر آمد که بکسبه

داماد ترا مهمان بردند باعزاز

بسیار لطف کرد همه کس بحق وی

تا گنده شد و باز برآورد سر از ناز

کردند سزای در مرزش بسر بوق

وانگه چو دهل داد بهر روئی آواز

گویند که راز وی از خلق نگهدار

بانگ دهل و بوق توان داشت کجا راز

کردند منادی که بیائید و به . . . ائید

همسایه بهمسایه و انباز به انباز

چندانش به . . . ادند که اندر همه کسبه

یک . . . ر نمانده است از . . . ن بسر غاز

من ناصح اویم بتو غماز نمانم

تو ناصح او باش مباش از من غماز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وضعیت اجتماعی و روابط میان افراد در جامعه اشاره می‌کند. او به فردی به نام ناصر بزاز توصیه می‌کند که مراقب رفتار و سخنان خود باشد تا برای دیگران دلیلی برای طعنه زدن ایجاد نکند. شاعر از رفتارهای ناپسند و تهمت‌هایی که ممکن است در جامعه رواج پیدا کند، انتقاد می‌کند و به اهمیت احترام و حسن نیت در روابط انسانی اشاره می‌نماید. او بر لزوم حفظ اسرار و پرهیز از غیبت تأکید کرده و از همگان می‌خواهد که در کنار یکدیگر قرار گیرند و به یکدیگر کمک کنند. در نهایت، شاعر بر دوستی و صداقت تأکید می‌کند و از ناصحی و نصیحت در روابط یاد می‌کند.