نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - باز باد اندر فتاد سوزنی سمرقندی

سوزنی سمرقندی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز باد اندر فتاد این سرخ سر چیغوز را

باز بتوان معز کردن بر سر او . . . وز را

چون ستان من باز گردم سرش بر گنبد رسد

چون سقونی لعل سازد گنبد پیروز را

بامدادان در شود بیرون نیاید شام را

ور شبانگه در شود بیرون نیاید روز را

مچو ماری کو بهر سوراخ موری در شود

نشنود آهسته باش برمک و مسپوز را

چنگ در نیمور من زن خوش بمشت اندر بگیر

تا بچنگ آورده باشی مار دست آموز را

گر سر او را بزر و سیم درگیری رواست

این سراپا سیم انداز زر اندوز را

این جواب آن کجا گوید سنائی غزنوی

باز تابی در ده این زلفین عالم‌سوز را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حال و هوای عشق و احساسات درونی خود می‌پردازد. او از دوری و نزدیکی عاشقانه سخن می‌گوید و به پیچیدگی‌های ارتباطات و عواطف اشاره می‌کند. شاعر با استعاره‌هایی مانند "باد"، "ماری"، و "چنگ" تلاش می‌کند تا عمق احساسات و لحظات عاشقانه‌اش را نشان دهد. همچنین، او به زیبایی و ارزش‌های درونی و بیرونی عشق نیز اشاره کرده و از آن به عنوان موضوعی پیچیده و عمیق یاد می‌کند. در نهایت، او به سنایی غزنوی و دیدگاه‌هایش در مورد عشق و زیبایی اشاره می‌کند.